ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى
124
تاريخ گيلان ( فارسى )
ز روزگار حذر كن ز كردگار بترس * گرت ترا همه آفاق دسترس باشد چو روزگار برآشفت و كردگار گرفت * زوال دولت تو در يكى نفس باشد نه كردگار به فرمان خلق كار كند * نه روزگار به فرمان هيچكس باشد و اميره حمزه خان بدعهد بدنام ، به الكاى آستارا رفته ، به كار خود مشغول شد . و على بيك سلطان بعد از فراغ خاطر از جانب شيرزاد سلطان ، شروع در عمارات به پشتهء دوران بره نموده ، بازار روز پنجشنبه را كه در از بر رودخان ، به كنار رودخانه موضوع بود ، به موضع « 1 » دوران بره مقرر و معين فرموده ، به علىآباد موسوم گردانيد و مقرر نمود كه جمهور ملازمان و معتبران و مشهوران و منصبداران حوالى كه خرابهء قديم بود ، عمارات و اعيان بسازند . حسب الفرمان در آن باب شروع نموده ، عمارات فراوان ساختند و بناى حمام كرده و به دقت تمام به اتمام رسانيده ، در نهايت سور و سرور و عيش و حضور اوقات و روزگار مىگذرانيد .
--> ( 1 ) - در اصل : موضوع به جاى موضع .